تسبیح ترانه
شعرکده سام
خسته از سکوتِ تلخُ آخرین نگاهِ محوُ تشنه ی کلامو حرفو دوری از اقاقیایِ وحشیِ نشسته روی بامِ خانه ام تا ببینمش بگویمش تو را چه میشود که با ترانه های قلب سنگی ام به هر زمان برقصی و ببینی ام که من همان کلاغِ خوش نوای ظرفِ چینی ام بیا دوباره با من شکسته دل غزل بخوان تا ابد کنار من کنارِ سامِ تشنه ی لبانِ دلنشینِ دلبرش بمان و تا ابد بخوان "سام" پ ن۱:این شعرو همزمان با تایپش گفتم ینی همینجور میگفتمو تایپ میکردم پ ن۲:من اهل بحرطویل نیستم ولی دوس دارم نظرتونو درباره این یدونه بگین شهر خالی شده از عطر سکوت مهتاب سینه آکنده شد از آتش و شد در تب و تاب در بر من سخن از یار دل ارام مزن یار در کوزه ولی چشم من و توست به خواب "سام" من باده ی ناب و ماتم و عشق حسین(ع) از دست گهربار شما مینوشم من پیرهن مشکی خود را این بار با کسب اجازه از شما میپوشم "سام" پ ن:میزنه قلبم ... داره میاد دوباره باز بوی محرم خیلی دعام کنید
امروز که عید است ، همان عید غدیر است این برکه ی عشق است ، همان خم غدیر است فریاد زنم در دو جهان تا همه دانند حق است ، علی بن ابی طالب امیر است "سام" پ ن : عید الله اکبر بر شما مبارک حرف هایم همه بی حرف شدند واژه ها اسم مرا خط بزنید روی دیوار خراب آبادم طرح یک شیرجه در شط بزنید "سام" گفتنی بسیار است واژه ها گم شده اند تو کمک کن به من ای دوست بیابم خود را ... "سام" آن سخنها که خدا با من تنها میگفت قصه ی عشق خودش بود که با ما میگفت "سام" کبوتری شده ام در هوای گوهر شاد منم که جلد حریمم به صحن گوهرشاد اگر برانی ام از خود به نا کجا آباد قسم به جان تو برگردمی به گوهرشاد "سام" از در صلح درا با من سر گشته حسن بنما لطف بر این بنده برگشته حسن "سام" سالیانیست که آماده ی پرواز شدیم تا رسیدن به هدف همدل و همراز شدیم ما نه از لحظه ی دیدار به هم پیوستیم در همان عهد بلی گفته و آغاز شدیم "سام"
برچسبها: منم خسته نباشم, توهم خسته نباشی, همه خسته نباشن
| www . night Skin . ir |


